ارزیابی تطبیقی سیاست گذاری فقر در رویکردهای نئوکلاسیکی و رفتاری

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استادیار، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری اقتصاد، دانشگاه مفید، قم، ایران

چکیده

فقر همواره به عنوان یکی از مهم­ترین دغدغه ­های جوامع بشری مطرح بوده و با توجه به اهمیت موضوع، رویکردهای متفاوتی برای مواجهه با آن مطرح شده است که با توجه به تسلط بالای اقتصاد نئوکلاسیک از منظر تئوریک و مدل­سازی؛ عمده راه­ حل ­ها در این چارچوب ارائه شده ­اند. پژوهش حاضر با تکیه بر یک رویکرد اکتشافی و با ترکیب و تلفیق یافته ­های موجود در زمینه سیاست­ گذاری فقر بر اساس اقتصاد رفتاری، در صدد است تبیین جامعی از پیش­ فرض ­ها، نظریه ­ها و توصیه­ های سیاستی پارادایم رفتاری صورت داده و با مقایسه آن با پارادایم نئوکلاسیک، اثر این تفاوت دید را بر سیاست­ گذاری مبارزه با فقر ترسیم نماید. در این مقاله روش تحقیق توصیفی- تحلیلی مورد استفاده قرار گرفته که مبتنی بر تحلیل ثانویه مطالعات پیشین به صورت سیستماتیک است.
یافته­ های این بررسی دال بر آن هستند که تفاوت رویکرد اقتصاد نئوکلاسیک و رفتاری، کارکردهای متفاوتی را برای آن­ ها موجب شده است. به این ترتیب، رویکرد مفروض‌انگارانه و هنجاری اقتصاد نئوکلاسیک در برابر رویکرد تبیینی و توصیفی اقتصاد رفتاری باعث شده است که در مطالعات اقتصادی، اقتصاد نئوکلاسیک به عنوان نمونه ایده‌آل و معیار سنجش کارآمدی تئوریک مورد استفاده قرار گرفته و در تبیین فقر براساس واقعیت ­های عینی زندگی فقرا، نحوه تصمیم‌گیری و ساختار ترجیحات آنان، اقتصاد رفتاری به عنوان مکملی برای این رویکرد مطرح شده و از ارجحیت بالاتری برخوردار گردد. از سوی دیگر؛ یافته‌های جدید اقتصاد رفتاری مبین ماهیت جمعی و مبتنی بر نقطه مرجع تصمیمات فردی بوده و امکان استفاده از تلنگرها و ایجاد هم‌افزایی توسط سایرین را به جای مشاهده‌گر صرف (در اقتصاد نئوکلاسیک) فراهم آورده به نتایج بهتری در عرصه اجرا می ­انجامد. از این رو کارآمدی عملیاتی بیشتری را نسبت به رویکرد نئوکلاسیک موجب می­ شود.

کلیدواژه‌ها